رمان سی سالگی اثر مریم میرمظفری

نویسنده
تاریخ انتشار
28 اسفند 1396
دسته بندی
تعداد بازدید
1345 بازدید
رایگان

رمان سی سالگی اثر مریم میرمظفری

خلاصه داستان :
داستان زندگی خانواده ای که زندگی شان، با حضور زنی، بهم میریزد…پسری که مردِ مادرش می‌شود…و دختری که….

بخشی از داستان:
ساعت از یازده هم گذشت ولی خبری ازش نشد !…
مثل مادرمرده ها نشسته بودم روی زمین وخیره شده بودم به عکس عروسیمون،روی میز آرایش !
فقط ده ساله ناقابل از اون شب برفی میگذشت…و امشب به شدت هوای درون من،برفی بود !
خیره به عکس بودم و بدون هیچ صدا یا هق هقی،اشک از چشمم میومد…شایدم چشمم،خون دلم رو داره
اشک میریزه !…
” فقط بیست سالم بود…هروقت صبح ها میخواستم برم دانشگاه،با همون ماشین آبی آسمونیش که خیلی
خشک وصاف بود،برام بوق میزد وگاهی اصرار میکرد برای رسوندنم…چندبارهم با داداش حسنم دعواش
شد…ولی آخرش به خواستگاری اومدنش ختم شد!…آقای هدایت،همسایه بغلی ما بود و بجز احسان،یه
دختروپسر دیگم داشت والبته چون احسان پسربزرگ و وردست آقای هدایت بود،ماشین به اون گرونی
زیرپاش بود!…بااینکه آبجی فاطمه که دوسال از من بزرگتر بود،ازدواج نکرده بود ولی انقدر آقای هدایت به
آقاجون گفت و مامان هم از جمال وکمال احسان تعریف کرد که بالاخره آقاجون راضی شد و سه ماه بعد،
اواسط بهمن ماه،تو یه شب برفی بود که رفتیم خونه ی بخت!…خونه ای که برای یه زوج،زیادی بزرگ
بود…ولی به هفت ماه نکشید که حالت تهوع های صبحگاهیم،خبر از بارداریم داد!…اتفاقا آبجی هم چندماه
بود که ازدواج کرده بود و مثل من باردار بود…و چقدر خوشحال بودیم از این بارداری همزمان…و چقدر
احسان و علی)پسرخالم و همسر خواهرم(، در رسیدگی به خانوم های باردارشون رقابت داشتن

 

مشخصات فایل:
عنوان: سی سالگی
مولفین: مریم میرمظفری
تعداد صفحات: 346
زبان: فارسی

 

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *